1
-
بيشتر مرد مان راه زنـد گی را اشتباه طی می کننـد ؛
عـدّه ای که بيـشتريـن تعـداد را به خود اختصاص داده اند تا به آخر عـمر متوجّه
اشتباه خود نمی شوند ،
عـدّه ای کمتر
در نيمه راه زند گی متوجّه گوشه ها يی از اشتباهات خـود می شـوند ،
و عـدّه ای که تعـداد آن بسيار بسيار انـد ک اسـت در ابتـدای راه زنـد گی ... .
2
- ا نسان
بـد ون عقـل و دل باطـنی اگـر در وا قعـيت انسان باشـد در حـقـيـقـت انسان نيسـت؛
عـقـلِ ديـدن د نيـای برون؛ از سبـزه تا ستـاره
و تـفکّر و تأمـل کـردن از جزء تا کـل،
د لِ ديـدن دنيـای درون؛ از در حوا س وارد شـدن
و گـوش فرا دادن بـه نـداهـای درونی .
3
- ارزش سـر
به آن است که ا ّوليـن عضـوی باشـد که به دنـيا می آيـد وآخـرين عضـو بدن انسان که
روح ازآن خارج می شـود واز دنيـا می رود .
4
-
ديـروز و فـردا هـمان ا مروز اسـت؛
امـروز در ايـن ساعـت و ساعـت دقـيقه ای و دقـيقه
لحظـه ای و د نيــا ( ديروز و امروز وفردا ) لحظه ایاست؛ دنيا لحظـه ای است و گذ شتـه وآ ينـده خيـالی بيـش نيست، هـر
چنـد زند گی بی خيـال نمی شود .
5
- بکوشيـم آنجا
يی که بايـد، باشيـم و آنجايی که نبايـد، نباشيـم .
6
- اگـر بخواهـيم می
توانيـم؛ رفتـار ديگـران را نسبت به خودمان - هر طور که
بخواهـيم - شکل دهـيم .
7
-
وقـتی تـنها هستيم با هـمه هستيم و وقـتی با هـمه هستيم، تـنها هستيم،
تـنهايی تفکر است و تفکّر تـنهايی،
تـنهايی در تفکّر کمال می آورد و تفکّر در تنهايی ملال .
چـرا که اگـر
بگويـد خـود خواهی اش را ثابت کرده است.
در ديگر خـواهی های انسان نيـز
خـود خواهی کاملاً مشهـود است .
9
- هـيچ انسانی نمی تواند نسـبت به احـوال انسـان ديگری آگـاهی يابـد چـرا که
نسـبت به احـوال خـويش هـم آگاهی کامل ندارد .
10- اگـر بالا نگـر باشيـم در
می يا بيـم که کسی بـرتر از ديگری نمی باشد واين فـقـط خـدا ست که بلـند مرتبه است، چرا که هـمه
پـديـده اند و او پـديـد آ ورنده.
11
- خـواهـش انسانی
انـد يشـمند بـرای پـرواز با خـواهـش کودکی بازيگوش بـرای بازی
بـرابـر اسـت هـم سطح .
12
- با هـوش تـرين
انسـانها فـراموش کارتريـن آنهـاسـت و فـراموش کارتريـن آنها با هـوش تـريـن آنـها
.
13- انسـانهـا نسـبت به هـم
بيـگانه تـر از آنی هـستـند که گمـان می کننـد .
14
- شکّی نيسـت که
هـيچ کس مهـم تـر از خـودِ مـا نيسـت .
15
- يک ديـد گاه
و جهـان بيـنی مناسـب و ايده ال معـمولاً يک زند گی مناسـب و ايـده ال را در پی
دارد .
16
- بهتـرين و برترين
انسـانهـا خود خواه ترين آ نهـا سـت .
17
- معـمـولاّ بزرگـتريـن
اهـدا ف در زند گـی روزی کـوچـک می شـونـد چـرا که از آيـنـــده به گـذ
شتـــــــــــه می رونـد .
18
- جسـم های ما موجـب عـذاب
روح اند يا روح های ما موجـب شـا د مـا نی جسـم؟
19
- چگـونگی وجـود روح در
جسم ها متـفاوت است؛
بعـضی روح ها در بـدن
آزاد و بعـضی ديگـر در بـند،
بعـضی روح ها در بـدن آرام
اند و بيـدار و بـعضی ديگر سرگـرداننـد و آشـفـته،
بعـضی جسم را به د نبـال خـود
می کشـند و زنـد گی درايـن است و بعـضی د نبـاله رو جسم اند و مرد گی درآن.
20
- سـکوت دروازه
خـوشـبخـتی ا سـت؛
سـکوت سـپری ا سـت در مـقابـل
د شمنان عا قل و دوسـتان جاهـل و کم خرج تـريـن وسـيله پرواز با دوسـتان هـمـدل،
سـکوت بهـترين راه نفـوذ به
اطراف و اطرافـيان است،
و چه زيباست؛ سـکوتی که لبـخـند بـه
هـمــراه دا شــتـه با شـد .
21
- بزرگتـرين راهـنما
يی ها در درون ماست که تقريباَ هيچ توجه ای به آن نداريم، و ايـن در حالی است که بيشتـرين توجّـه ما
تقـريبـاَ متوجّـه راهنمـايی ها ناچـيز اطـرا ف ما ــ ( آن هم ) نيسـت ــ .
22
- برای غـرق شـدن
نيازی به دريا نيست، اگر شنا گر نباشـيم در حـوضچه حيـاط هم غرق خواهيـم شـد .
23
- اگـر ذرّه ذرّه لذ
ت و زيـبا يـی را نصـيـب خود کنيــم بهـتـرازآن اسـت که ذرّه ای ازهــر لـذ ت و
زيـبـا يـی نصـيبـمان شـود .
24
- چيـزهايی که مهمّ انـد
به ديـده نمی آيـند، بلکه بايـد به ديـده شـان آوريم .
25
-
زمـان جاهليّـت هميشگی اسـت و هيچگاه پشـت سر گـذاشته نمی شـود .
26
- به غـير از طبيعـت همه
چيز تغـييـر مي كند.
27
- ما بيشتـر از آنی هستيـم
که گمـان می کنيـم.
28
- شـايد ما به ايـن نکته
توجّـه نکرده باشيـم که؛ هـميشه با گُـنگی مُزمنی زنـد گی را هـمراهی می کنيـم.