37
-
گاهي در مقابل بعضياز حركات
ديگران كاري جز لبخند زدن نمي توان كرد.
38
- وقتي تمايل نداريم كه
جدول ضرب را ياد بگيريم، نبايد انتظار داشته باشيم كه رياضي دان شويم.
39 -
هستند كساني كه به آن چيزي كه بايد فكر نمي كنند و
به آن چيزي كه نبايد ساعت ها فكر خود را مشغولمي سازند و هستند كساني كه به كوچكترين چيزها بيشترين بها و بزرگترين آن
كمترين بها را مي دهند.
40
-
دنيايي كه من مي بينم در آن . . .
41 -
مشكل بعضي ها اين است كه
اگر سعادت و خوشبختي را با كمال ميل به آنها هديه كنند در پذيرفتن اين هديه با ارزش و گران بها ترديد دارند و از قبول آن اجتناب مي كنند و در آخر
انتظار سعادتمندي دارند.
42
- بلا آنچنان به تدريج نازل
مي شود كه هيچ متوجه آن نمي شويم، حتي اگر در درياي بي كران آن غرق شويم.
43 - د ست انداز هاي جاده
هاي ناهموار بدون آنكه بخواهيم ما را متوجه خود مي سازند و صداقت جاده هايهموار ما را تا بي كران
سوق مي دهند.
44
-
در نهاد انسان حرف هايي است كه حتي به خودش هم نمي گويد.
45 - زمزمه هاي هميشگي
همراه ماست كه ما را هميشه به بي كران مي خواند.
46ـ- مطمئن باش كه هيچ نيازي در
درون انسان نمي ميرد بلكه فقط مدت زماني خاموش مي ماند.
47- آيا هرگز از خود پرسيده ايم
كه چرا ابلهانه به نيازهايمان
. . .
48
- چه تلخ است، زماني متوجه
اشتباهات بزرگ خود شويم كه فرصت جبران آن از دست رفته باشد.
49
- گاهي اوقات ما از چيزهايي
كه نبايد لذت مي بريم.
50
- دنيا
بايد زير نظر ما باشد، نه ما زير نظر دنيا.
زنده كسي است كه در لحظه در تمام نقاط دنيا باشد و مرده كسي كه فقط در يك نقطة دنيا .
دنيا را در معرض نگاه خود قرار
دادن زندگي است و در معرض نگاه دنيـــا قرار گرفتن مردگي.
52
- مطمئن باش هيچ جراحتي به آب و
هيچ خد شه اي به صورت باد نمي توان وارد كرد.
53 -باكسي مي توان
هماهنگ شد كه آهنگي داشته باشد.
54 -بد به حال كسي
كه پل هاي پشت سرش را خراب كند و بدتر به حال كسي كه پل هاي پيش رويش را.
55 -دوستاني هستند
كه اگر تو رالب چاهي ببينند به چاه مي اندازنت، دوستاني هم هستند كه اگر چاهينبينند چاهي ميكنند و به چاه
مي ا ندازنت.
56 -بد حالي است؛زماني كه براي كسي ساعت ها و روزها و سالها صحبت كني و در انتها متوجه شويكه او اصلاً گوشي براي شنيدن
نداشت و بدتر حالي است زماني كه براي كسي ساعت ها و روزها وسالها صحبت كني و در انتها
متوجه شوي كه او اصلاً وجود نداشته است.
57 -
آسمان چشم خداست.
58 -هيچ چيز به
اندازه انسان،در اوج به حضيض و درحضيض
به اوج نزديك
نيست.
59 -انسانها همچون آسمانها
عميق اند و بي انتها.
60 -زمانهايي هست
كه ما به خودمان ظلم مي كنيم و گمان مي كنيم كه لطف كر ده ايم.
61
-ظالم
ترين افراد كساني هستند كه به خود ظلم كنند.
62 -ابتدا فقط در ابتدا
و انتها فقط در انتها زيباست.
63 -شيرين
ترين و دردناك ترين لحظه زماني است كه مي خواهي انفجار كلمات داشته باشي
ولي هيچ نمي گويي.
64 -
انسانها آن قدر پيچيده اند كه حتي ساده ترين رفتار هميشگي آنها را هم نمي توان
شناخت.
65 -انسان؛ كلاف سر در گم تولّد تا مرگ.
66 -تا
زماني كه ما در درون تغيير نكنيم چيزي دربيرون تغيير نمي كند.
67 - شک نکن هرآنچه که در وجود ت هست،
هر چه که باشد كارايي مثبتي دارد .
68 -نظر
جمع قبل ازآنكه نظر جمع باشد نظر فرد است و اين افراد هستند كه نظر جمع مي دهندپس نظر جمع به آن
اندازه خطا پذير است كه نظر فرد.
69 -تا در
خانه ات را باز نگذاري كسي وارد خانه ات نمي شود.
70 -درست
اين نيست كه كه آنان كه عقب ترند به آنان كه جلوترند بگويند كه صبر كنيد تا ما با
همشويم
بلكهدرست
اين است كه آنان كه جلو ترند به آنان كه عقب ترند بگويند عجله كنيد تا باهم شويم.
71 -
مطمئن
باش كه مقصر خودت هستي.
72 -سياهي
رنگ سفيد را نديده اي تا سفيدي رنگ سياه را باور كني.
73 -كبوتر
سفيد به كبوتر سياه مي گويد كه چرا تو سياهي و كبوتر سياه به كبوتر سفيد مي گويد توچرا سفيدي . سفيد
سياهي را سياه مي بيند و سياه سفيدي را سفيد و چه خوب بود كه اگر سفيدسياهي را سياه مي
ديد و سياه سفيدي را سفيد.
74 -چرا
چشم را مي شود بست و نگاه نكرد اما گوش را نمي توان بست و نشنيد
؟
75 -شايد
حالم خيلي خراب شده باشد و شايد بي شعور و يا ديوانه شده باشم ولي آنچه هست اين است
كه هرآنچه انسان
در اطراف مي بينم بي شعور هستند.بي
شعوراني كه سنگ بر سر خود مي كوبندو انتظار گوارايي
آب را دارند،
از ارتفاع خود را به پايين مي اندازند و در
پايين انتظارآرامش جاي خواب شب را دارند.اينان هميشه جيغ
مي كشند و فرياد مي كنند ولي سكوت آرام بخش سواحل درياي سعادت را
انتظار مي كشند، هيچ حركتي از خود ندارند ولي پرواز را در خيال مي گذرانند.
شكنجه
اي سخت تر از با دو نفر از اين نوع در يك سلول بودن وجود ندارد، بوسه به مارهاي خطر
ناكصحراهاي
خشك و سوزان دادن بهتر از نيم نگاهي هر چند كوتاه به اينها كردن است.
مي
دانم که
بهترين بينش را در اين لحظه دارم و اين بي شعوراني كه
مطمئنم
كه بهترين صفت را به آنهاداده
ام مرا شكنجه مي دهند.اين اطمينان را
هم دارم که كسي هم هست كه
احساس كند كه اين حرف هاياوست
كه گفته ميشود.